الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
350
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و بعضى گفتهاند : يعنى چه چيز بينياز كند از او مال او و آنچه كسب كرد ، يعنى فرزندان او براى اينكه فرزندان آدمى از كسب اوست ، و اين مطلب براى اينست كه چون پيامبر ( ص ) او را انذار فرمود و بيم داد به آتش گفت اگر آنچه تو مىگويى حق باشد پس البتّه من فداء مىدهم بمالم و فرزندانم سپس خداوند سبحان او را بيم داد و تهديد كرد به آتش و فرمود : ( سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ) يعنى به زودى داخل مىشود آتشى را كه صاحب قوت و اشتعال است و برافروخته مىشود و آن آتش دوزخ است و در اين دلالت است بر صدق گفتار پيامبر ( ص ) و صحّت رسالت او براى آنكه پيامبر ( ص ) خبر داد كه ابو لهب بر كفرش ميمرد و همانطور كه خبر داد شد .
--> ( اكنون عمويت مشغول است و نميشود ، پس در را شكست و وارد شد - ابو لهب لعنه اللَّه تا چشمش بعلى افتاد از جا پريد و گفت پسر برادرم چه خبر است فرمود ، پدرم ابو طالب گفت من كان مثلك عين فى القوم ، فليس بذليل ، و جريان را گفت و اينكه اگر دير كنى رسول خدا بدست قريش كشته مىشود ، پس كمان و شمشير خود را برداشت كه بيايد ام جميل سر راه بر او گرفت و گفت گوش به حرف على نده ابو لهب چنان سيلى به صورت زنش زد كه چشمش از كاسه در آمد و بعد از سه روز بجهنم رفت ، پس خود را بقريش رسانيد در وقتى كه ميخواستند همگى به آن حضرت حمله كنند فريادى زد و صداى شير آساى خود را كه دل شير را ميلرزانيد بلند و گفت اگر از دور محمد متفرّق نشويد من به او ايمان آورده و حساب همه شما را ميرسم ، پس قريش از ايمان ابو لهب ترسيده و عذر خواسته و پراكنده شدند . 3 - در شبى كه قريش منزل آن حضرت را محاصره كردند كه او را بقتل آورند ابو لهب مانع شد و گفت در اين خانه كودك خرد سالست نبايد شبانه داخل شويد صبر كنيد صبح شود آن وقت وارد خانه شويد كه بچّهها ناراحت نشوند . ( مترجم )